۱۹ تیر ۱۳۹۸
هنوز هوایی ات هستم
گاهی عکسی را می سوزانیم
گاهی عکسی ما را می سوزاند
گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم
گاهی سالها با یک عکس زندگی می کنیم
!...
من هنوز هوایی ات هستم بانو
!!!
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
خودت می دانی!!
گفتن ندارد بانو!
خودت می دانی كجای دلم لنگ می زند
...!
۲۳ فروردین ۱۳۹۸
بوسه ی آخر
بانو می دانی؟؟
!...
تشنگی لبانم جُز به آب لبانت چاره ای ندارد
ای کاش
بوسه
ی آخر را عمیق تر بر می داشتم
...
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
دعوت
نگاهت کافی ست تا...
دوباره در هوای آمدنت بمیرم؛
تو
همیشه دعوتی،
رأس ساعت دلتنگی
!
۲۴ آذر ۱۳۹۷
آدم لال
گاهی لال میشود آدم!
حرف دارد...!
ولّی...
کلمه ندارد!!
۰۲ خرداد ۱۳۹۷
نبودن هایت...
نبودن هایت آنقدر زیاد شده اند
که هر رهگذری را شبیه تو می بینم!
نمی دانم غریبه ها تــــو شده اند؟!
یا تو غریبــــه...؟!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
دلم میخواست
از صورتت نقاشی كشیده ام
همانطور كه دلم می خواست باشی
حالا چشمهایت فقط مرا می بیند
و لبخند همیشگیت
لحظه های نبودنت را
می پوشاند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
در و تخته
جور می کند خدا
در و تخته را با هم
آن طور که تو و مرا...
تو...
خاطره ساز...
و من...
خاطره باز!
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
تویی که... نیستی
حواســــم را
هرکـــجا که پــرت می کـــنم
باز...
کـــنار تـــو می افتد!
۲۳ فروردین ۱۳۹۷
ساده
حل شده ام، مثل یک معما...!
راست میگفتی...
خیلی ساده ام...!
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)