۰۳ تیر ۱۳۹۴

مـرا نـادیـده بـگـیـر


تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر...
و مـن،
بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود...
از بـس
خـودم را مـی زنـم...
بـه نـفـهـمـی!






۳۱ خرداد ۱۳۹۴

من باشم و تو...


می خواهم شب باشد،
من باشم و
تو.
قسمت کنی تمامت را
با من، دیوانه شوم از این قسمت،
و تا صبح بیدار




 


۲۹ خرداد ۱۳۹۴

گاهی وقت‌ها


گاهی وقت‌ها دلت می‌خواهد با یکی مهربان باشی، 
دوستش بداری و برایش چای بریزی.
گاهی وقت‌ها، دلت می‌خواهد یکی را صدا کنی، بگویی سلام، 

می آیی قدم بزنیم؟!
گاهی وقت‌ها دلت می‌خواهد یکی را ببینی، شب بروی خانه بنشینی، 

فکر کنی و کمی برایش بنویسی.
گاهی وقت‌ها...

آدم چه چیزهایِ ساده‌ای را ندارد!





۲۳ دی ۱۳۹۳