۱۲ شهریور ۱۳۹۶

می ترسم عشق من



پايه عرق مينشينم،
شهوت را ميپرستم،
عـشـق را دوســت دارم،
اما بين خودمان بماند
از آدم های امروزی مـيتــرسـم...!



مریم مقدّس


مریم مقدّس هم باشی،
این آدمها 
حــامــلــه ات میکنند
با نگاه هرزه شان...!




۲۹ مرداد ۱۳۹۶

به یادت ارضا می شوم


تو رفتي و...
من ماندم و....
ياد تو...
هوس است يا عشق نمي دانم،
اما هنوز هم به يادت...
ارضا مي شود تمام آرزوهايم...!!



۰۴ مرداد ۱۳۹۶

دلم گناه میخواهد


دلم گناه می خواهد!
گناه آلوده شدن به تو...
دلم گناه می خواهد،
بزرگ...!
که بشکنم حریم همه ی حرمت ها را...
دلم گناه می خواهد،
گناه آلوده شدن به تو...
به تنت...



۰۲ مرداد ۱۳۹۶

۱۰ تیر ۱۳۹۶

بگذار دوستت بدارم



بیا، بنشین کنار من
به کوتاهی نوشیدنِ یک فنجان چای
نه تو چیزی بگو
نه من چیزی بپرسم
فقط بیا... مثل یک آدمِ متمدن
بگذار که من...
دوستت داشته باشم.




۲۵ خرداد ۱۳۹۶

۳۰ بهمن ۱۳۹۵

قاعده


هر زنی شعری دارد
هر شعری شاعری،
و هر شاعری خاطره ای...
خاطره ای که به چشمان زنی می رسد.